تاریخ : 01 آبان 1393
زمان : 10:05:53
موضوعات

منوی کاربری

میهمان گرامی خوش آمدید





آمار وبسایت
  • بازدید امروز : 26 بار
  • بازدید دیروز : 42 بار
  • بازدید ماه : 26 بار
  • بازدید کل : 79142 بار

  • 1 2 3 4
    تبلیغات
    آخرین ارسال های انجمن
    هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
    برنامه 313-فیلم "فرزند چهارم"
    "فرزند چهارم" به ارسباران آمد

    عصر روز یکشنبه 24 شهریور در سالن آمفی تاتر فرهنگسرای ارسباران نمایش ونقد فیلم فرزند چهارم باحضور فریدون شهبازیان (آهنگساز)، وحید موسائیان (کارگردان)، حسن حسن دوست (تدوینگر) و عزیز ا... حاجی مشهدی (منتقد) برگزار شد و اجرای این نشست را علی رزازیان بر عهده داشت.
    درابتدای جلسه منتفد سینما با تبریک بازگشایی خانه سینما بحث را اینگونه شروع کرد که ما حرف هایمان را درنوشته هایمان می زنیم. من کارهای آقای موسائیان را از سال 80 به بعد دنبال می کردم، او سینمای اجنماعی را دوست دارد و زبان تصویررا می شناسد. این فیلم هم نکات مثبتی دارد هم دارای کم داشت های آشکاری است. وی در ادامه با اشاره به نکات مثبت فیلم عنوان کرد با وجود شرایط نامطلوب فیلمسازی وسختی تولید چنین اثری فیلمساز این انتخاب را میکند و به آفریقا می رود. اسیر جاذبه ها ی تصویری آنجا نمی شود، برخلاف فیلم برف های کلیمانجارو که در فیلم هم به آن اشاره شده که کاملا جذابیت آن فیلم براساس مناظرطبیعی است.
    وی ادامه داد: فیلم در مداری حرکت می کند که می توان گفت فیلم مستند داستانی است. چون هم با تکیه به حقیقتی عریان در آن جغرافیا حرکت می کند، هم داستان شخصیت، تعلیق و فرازو فرود دارد. در ضمن یکی از نقاط قوت اساسی فیلم موسیقی آن است که با آن فیلم جان می گیرد.
    درادامه مجری با این سوال که شرایط کار وسختی تولید وپشت صحنه ای که کم و بیش درباره آن شنیده ایم چگونه رخ داد به استقبال وحید موساییان رفت . ایشان در جواب پاسخ داد: اینقدرجاذبه های بصری آنجا زیاد بود که فیلمبردار کار درهنگام عبور یک حیوان از جاده گفت یک پلان هم از این داشته باشیم من گفتم آن را رها کن. داستان فیلم ما چیز دیگری است. داستان در جایی است که ویژگی اصلی آن قحطی و خشکسالی است. ما در مکان واقعی، به سختی یا اصلا نمی توانستیم فیلمبرداری کنیم. وی همچنین گفت علی رغم حرف دیگران من اصرار داشتم در همان فضای واقعی آن کشور فیلمبرداری کنیم. نه درجای دیگر که میشود با دقت متوجه تفاوت لوکیشن واقعی شد و تلاش کردم این تفاوت درفیلم برای مخاطبی که در شرایط بهتری کار را می بیند وجود داشته باشد. خیلی ازاردوگاه ها را به همان شکلی که آنجا برطبق واقعیت زندگی شان دیده بودم بازسازی کردیم.

    درادامه جلسه مجری از حسن حسن دوست پرسید کار با کارگردان و تدوین چنین کاری را چطور دیدید؟وی در جواب گفت که ایشان خیلی خوب نظرها را پذیرا هستند و بعد از 10 بار که فیلمنامه با مشورت دوستان بازنویسی شد به مر حله تولید رسید. درواقع من فیلمنامه را دوست داشتم. بعد از مرحله فیلمبرداری با ایشان راش ها را نگاه کردیم دست من را باز گذاشتند و بعد از تدوین و دیدن نتیجه کار با هم گفتگو و اگر لازم بود اصلاح می کردیم.
     

    سپس استاد شهبازیان در پاسخ به این سوال که وقتی با فیلمنامه مواجه شدید که قرار بود در آفریقا ساخته شود چه تمهیدی برای ساخت موسیقی فیلم اندیشیدید؟ گفتند کارگردان برای من 10 سی دی موسیقی آنجا را آوردند من آنها را گوش دادم در یکی از آنها سی دی آوازی بود به اسم مجموعه موسیقی آوازی گروه کر. که یکی از آهنگهایش همانی بود که به صورت موتیف اول وپایان فیلم با صدای زنی می شنوید و من از آن استفاده کردم براساس آن و شکل فیلم ملودی نوشتم وساختم. مبنای تماتیک یک موتیف افریقایی بود. از همفکری دریغ نمی کردیم، دراین فیلم صحنه هایی که موسیقی لازم داشت اینقدر درست انتخاب شده بود که من لزومی ندیدم نظری روی صحنه ای بدهم .
    جلسه با پرسش وپاسخ مخاطبین وعوامل دنبال شد. 

    درپایان منتقد جلسه با اشاره به سکانس و صحنه های مربوط به رخ دادن معجزه و اشکالاتی که می توان به فیلم گرفت عنوان کرد، جاهایی فیلم دچار تکرار می شود که ربطی هم به تدوین ندارد. معرفی شخصیت ها در تهران بیش از حد شرایط یک آدم را که مظفراست نشان میدهد و این تکرار در فیلمنامه دچار اشکال است و یا در صحنه ای که رویا به نوزاد شیر می دهد لازم نبود مظفر دیالوگ معجزه ای را بگوید که ما داریم می بینیم یا قبلترش که به رویا برای شیر دادن می گوید "تو می تونی". فیلمساز می توانست با ایجاد یک خلوت مادرانه با حذف یک نما یا صدا، تاثیرگذاری بیشتر و بهتری را موجب شود . ونیز پایان بندی که بهتر بود با این که رویا و مظفر هردو در رویای داشتن یک فرزند بودند بعد از کشته شدن مظفر وقبل از حرکت هواپیما فیلم تمام می شد، جای اینکه در تهران همان بچه را ببینیم که می گوید بابا...! این ها بسته به خلاقیت درک و درایت و سلیقه هر فیلمساز دارد.
    در پایان با ارائه لوح تقدیر به عوامل و تشویق حاضرین، سیصد وسیزدهمین نشست باشگاه فیلم تهران پایان پذیرفت.

    تهیه گزارش: پژمان بصیری نیا
    عکس ها : شارمین کوهی نژاد
     
     
     

     
     
     


    لینک ثابت
    نویسنده : filmclub | دسته : اخبار ، گزارش تصویری
    درباره نویسنده

    این متن را از پنل مدیریت سایت تغییر دهید !

    دیدگاه های این مطلب :
    <center><br />هیچ نظری ثبت نشده است<br /> شما اولین نفر باشید !</center>
    ثبت دیدگاه جدید
    نام و نام خانوادگی :

    ایمیل (منتشر نمیشود):

    وبسایت یا وبلاگ :



    برای افزایش امنیت لطفا کدی را که در تصویر زیر می بینید در کادر وارد کنید :
    CAPTCHA Image   Reload Image
    Enter Code*: